#یازده
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:29
نمیدونم جواب آدم مریض و نفهم رو باید داد تا شرش کم شه؟ یا باید سکوت کرد چون بهرحال اون شخص مریض و نفهمه؟
#یک
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:40
+ من ماهی خو کرده به این تنگ بلورم... - لعنتی
#دو
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:40
گاهی برگشتن با نوعی ترس همراهه، ترس دوباره خراب شده، ترس ازینکه مبادا دوباره بد ببینی و دلت بشکنه و بفهمی نباید دیگه روی همین تعدادِ فیلتر شده هم حساب کنی... سعی می کنم با این ترس بجنگم و ایمان داشته باشم به انتخابم، به دوستهام و به روزهایی که باید ساخته شن...
#سه
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:40
گذشت و گذشت تا رسیدیم به شهریور، خبر جشن و عروسی می رسد، خبر رفتن رفقا از جغرافیایِ جیغ جیغ کردن هایمان و من مبتلاترم به یار و دلخوشم به ماندنی هایم...
#چاهار
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:40
راه و رسم خوب کردن حال و احوالات را نمی دانم، دلِ یار که گرفته باشد، دلم می گیرد و یادم می رود چطور دلش را ببرم سمت حال خوب... چطور کانون خنده باشم؟ اصلا چه احتیاج کانون خنده ی جمع بودن؟ از جمع... دلم به دوتایی ها، به لبخند های دوتایی و با هم بودن هایش خوش است... * خوشحالی را در خانه یاد نگرفتم، مثل...
#پنج
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:40
میدونی؟ تو نمی تونی بجنگی با این شرایط. بی پولی، عدم امکان موسیقی یاد گرفتن، تنهایی، دوری و فاصله... تو نمی تونی بجنگی، پس قبولشون کن.
#شش
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:39
تو روزهایی که هستم حرف زدن هیچ فایده ای نداره، نه با خانواده، نه با خواهر، نه با دوست، نه با استاد، نه تو گروه سه تایی مون... سکوت شدم پس، پناه برده به استیکر های خنده دار و گیف های رقص و اموجی های لپ گلی، که بپوشونه کم آوردنم رو... ولی خب، کم آوردم، یه جریان تازه نیست، یه جریان کهنه ست، از وقتی حجا...
#نه
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:39
انگاری یک تکه ی کوچک از آسمان شهر کنده شده باشد که اینطور بی زاویه باران می بارد. اولش آسمان ابری ست، خاکستریِ ملایم، بعد ناگهان صدای چیک چیکِ قطره های آب که به آسفالت می خورند می آید و بعد صدای بارانِ بی امان که روی شیروانی های خانه می رقصد و شُرشُر آب که از لوله های کنار سقف میریزد زمین- اسمشان چی...
#ده
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:39
[...وقتی سکوت می کنم یعنی موافقم؟ نه، نیستم. من وقتی موافق باشم سکوت نمی کنم، می خندم. دهانم را باز می کنم و می گویم بله، موافقم. اما سکوت، می دانم که نمی کنم. ] پاییز فصل آخر سال است | نسیم مرعشی (چاپ نهم، برگزیده جایزه ادبی جلال آل احمد) xa0 * این بخش هم از معدود کتابهایی که می خونم راه اندازی شد....