#شش | بلاگ

#شش

تعرفه تبلیغات در سایت

تو روزهایی که هستم حرف زدن هیچ فایده ای نداره، نه با خانواده، نه با خواهر، نه با دوست، نه با استاد، نه تو گروه سه تایی مون... سکوت شدم پس، پناه برده به استیکر های خنده دار و گیف های رقص و اموجی های لپ گلی، که بپوشونه کم آوردنم رو... ولی خب، کم آوردم، یه جریان تازه نیست، یه جریان کهنه ست، از وقتی حجاب تحمیل شد، دعوا تو خونه تحمیل شد، نداشتن دوست صمیمی تحمیل شد، تنهایی تحمیل شد، حالا نه میلی هست نه علاقه ای نه حسِ خواستنِ یه شروع... مشغولم به مردن در عین لبخند و این همه ی ماجرای زندگی منه.

*چطور میشه نفس هایی که میل مردن دارن عاشق باشن؟ چطور صبر کنی واسه کسی که هر روز و شب می میره؟

...
نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 1:39