#بیست | بلاگ

#بیست

تعرفه تبلیغات در سایت

هم اتاقی ها نشسته اند برای یارهایشان شالگردن می بافند. بعضی ها تازه کار و بعضی ها هم بلدِ کارند. من نه تازه کارم نه بلد کار، روی سکوی متوسطی ایستاده ام که میلِ زود زود بافتن و تمام کردن ندارم. دلم می خواهد یکی یکی رج ها را با فکرت ببافم و هی خاطره ی لحظه هایی که نیستی را بریزم پای بافتی که دور گردنت بپیچی و شریک لحظه هایی باشی که کنارم نیستی، که سرما نشسته به جانم و توی تنهاییِ پرهیاهویِ این اتاق می لرزم و چای می خورم و خیالِ آغوشت حلقه های شالگردن می شود و به هم می پیچد...

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 12:16